سلاله طه (عج)
ویژه امام عصر (عج)
یکشنبه 22 دی 1392 :: 07:48 :: نويسنده : solaleye-taha

مهديا! دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ...
اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي...
اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور تو و قلبهاي عاشقانت به شوق ديدار روي تو مي تپد.
اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد قدمهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيد را با گوش جان شنواييم.
آغاز امامت حضرت ولي عصر(عج) در حقيقت امتداد غدير، بلكه خود غديري ديگري است، آنها كه آرزو داشتند در سال دهم هجري، در سايه سار تك درخت وادي جحفه بودند تا با صاحب غدير بيعت كنند، امروز بايد با حجت معبود، مهدي موعود بيعت كرده و هر چه در توان دارند، از ياري امام زمان خويش دريغ ندارند؛ چنان كه امام علي(ع) مي فرمايد:"خوشا به حال كسي كه زمان او (حضرت مهدي (ع) ) را درك كند، به دوره او بپيوندد و دوره او را شاهد باشد." همچنين آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: "هيچ مرده اي باقي نمي ماند، مگر اينكه شادي ظهور مهدي(عج) در قبرش به او مي رسد و آنها در قبرهايشان با هم ديدار مي كنند و يكديگر را به قيام قائم(ع) بشارت مي دهند."

 



ادامه مطلب ...

 در جهان امروز این‌قدر به کار و رفت وآمد در این شلوغی‌ها و خیابان‌های پر سر وصدا مشغول شده‌ایم که گاهی فراموش می‌کنیم شاید گوشه‌ای از این جهان و روزمرگی خویشاوندی با دیدن ما هم از تنهایی رهایی یابد و اینکه شاید حضور ما بتواند مشکلی از مشکلات او را حل کند.

و متاسفانه فراموش کرده‌ایم که دین ما یک دین اجتماعی است و ما را به رفت و آمد با خویشاوندان توصیه کرده است.

صله رحم علاوه بر این‌که دارای اثرات و نتایج اجتماعی، روانی و اخلاقی مثبت است، از ثمرات معنوی و پاداش اخروی نیز برخوردار است.

  

رسول اکرم (ص) می‌فرمایند:

 "هیچ طاعتی نیست که پاداشش زودتر از صله ‏رحم برسد و مجازاتی سریع‏‌تر از مجازات ظلم و قطع ‏رحم نیست."

 

و امام صادق (ع) می‌فرمایند:

 "سه چیز است که در هر که باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن، گذشت از بدکردار، کمک و صله رحم با جان و مال."

"هر که برای خدا برادرش را زیارت کند، خدای عزوجل می‌فرماید: به زیارت من آمدی و پاداش تو بر عهده من است و من غیر از بهشت برای تو، به پاداش دیگری راضی نمی‌شوم."

"صله رحم نمایید و به برادران (دینی) خود نیکی کنید، هر چند با سلام کردن خوب و یا جواب سلام خوب باشد

یکشنبه 22 دی 1392 :: 07:34 :: نويسنده : solaleye-taha

واقعیت همین است که ما مثلا حزب اللهی ها! دراین عرصه خوب عمل نمی کنیم.عملا فکر می کنیم هرچه را می بینیم و می گوییم حق مطلق است و اینقدر خود رادرموضع مان محق می دانیم که گاه برای دیگران فرصتی برای پاسخگویی باقی نمی گذاریم.فکر می کنیم چون مثلا مسجد می رویم لابد از دیگران بهتریم ومی توانیم در باره آنان هر قضاوتی رابکنیم ولی اینگونه نیست.
​راوی ماجرا نقل می کند:



حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می کرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می کرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ...

یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه
> پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این حین، در یکی از دستشوییها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد.

من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می¬گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب !!! فرادا می خوانم .

این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا ...
شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود ... ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی ، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت .

 


ادامه مطلب ...
یکشنبه 15 دی 1392 :: 08:02 :: نويسنده : solaleye-taha
به نام خدایی که حسین (ع)  شیفته اش شد

«با آنچه که درمانی برایش نیست مدارا کن»

همه ما در طول زندگیمان با حوادث و وقایع ناخوشایند روبرو می شویم و چاره ای جز پذیرفتن نداریم.درچنین شرایطی یا باید با آنها مدارا کنیم یا اینکه دست به عصیان بزنیم و بر علیه چنین پیشامدهایی طغیان کنیم که نتیجه ای جز اینکه زندگی خود را تباه کنیم و گرفتار اختلالات عصبی بشویم برایمان نخواهد داشت .

فیلسوف ویلیام جیمز می گوید: اتفاقات ناگوار را همانطوری که رخ داده بپذیر ، زیرا پذیرفتن آنچه رخ داده اولین قدم برای پیروز شدن و غلبه بر نتایج دردناک است.

مسلم است که تنها وقایع و حوادث پیش آمده سبب خوشبختی و یا بدبختی ما نیست بلکه نحوه برخورد و چگونگی عملکرد ما در مقابل چنین حوادث ناگواری احساسات خوب یا بد را در وجودمان ایجاد میکند.

انسان در برخورد با مصائب و حوادث ناگوار دارای قدرتی مافوق تصور است. انسان میتواند که بدترین ناراحتی ها را تحمل کند و در مقابل حوادث ناخوشایند صبور و خونسرد باشد. شاید این نظر برای شما عجیب باشد ولی باید گفت که همینطور است با قدرت فوق العاده ای که انسان داراست هر زمان که بخواهد نیروی مقابله با دشواریها را دارد. نیرویی که هر وقت اراده کنیم بلافاصله نمایان می شود.

اما باید در نظر داشته باشیم که هر چقدر در مقابل حوادث و وقایع چاره ناپذیر ایستادگی کنیم و برعلیه آن عکس العمل  نشان بدهیم نه تنها تغییری نخواهد کرد که باعث عذابی دوچندان نیز برای خودمان خواهد شد. فکر نکنید که من سعی دارم شمارا متقاعد کنم که همچون کمان در برابر هرگونه حادثه ای خم شوید؟ نه! اصلا اینطور نیست ، چون این عقیده به قضا و قدر است. مسلم است که تا زمانی که مجال و فرصتی برای ازبین بردن شر هست باید مبارزه کرد و فرصت را از دست نداد. ولی وقتی که عقل به ما حکم می کند که دربرار حادثه ای غیرقابل درمان و تغییر قرار گرفته ایم و همین است و بس! آن وقت است که باید تسلیم شویم و به فکر سلامتی جسم و جانمان باشیم و  آرزوهای غیرممکن را رها کنیم

هاکز معاون دانشگاه کلمبیا همیشه این شعر را بیاد داشت و بدان عمل میکرد.

برای تمام دردهای دنیا یا مداوا و چاره ای هست یا نیست. اگر چاره ای هست برای بدست آوردنش کوشش کن و اگر چاره ای نیست فراموشش کن و فکرش را نکن.



ادامه مطلب ...
شنبه 14 دی 1392 :: 07:47 :: نويسنده : solaleye-taha
 
حکایت اول: از مدينه تا خراسان شتربان امام بود. مردي از روستاهاي اصفهان. سني مذهب. به خراسان که رسيدند امام کرايه شان را داد.رو کرد به امام: "پسرپيامبر!دست خطي بدهيد برا ی تبرک با خودم ببرم اصفهان ." امام برايش نوشتند:"دوست آل محمد باش ،هر چند خطاکار باشي. دوستان و شيعيان ما را دوست بدار هر چند آنها هم خطا کار باشند."
 
 
حکایت دوم: راهزنان به خیال اینکه تاجری ثروتمند است و جای پولهایش را نشان نمی دهد ، گرفتندش و تا توانستند شکنجه اش دادند.دهانش را پر از برف کرده بودند ساعتها. یکی شان دلش به رحم آمده بود و فراری اش داده بود. او هم فرار کرده بود از دستشان. اما دیگر نمی توانست حرف بزند. رسید خراسان. شنید امام در نیشابورند. از خستگی خوابس برد. توی خواب صدایی شنید:" برو پیش امام ، دوایت را می داند."
بعد هم امام را دید که گفتند :"زیره و سعتر و نمک را بکوب و بگذار روی زبانت ، خوب می شود." از خواب که بیدار شد ، اهمیتی نداد. راه افتاد به سمت خانه اش در نیشابور، مردم می گفتند امام وارد رباط سعد شده، رفت پیش امام برای شکوه از مشکلش . امام گفت :"به آنچه گفته بودمت ، عمل کن ."  گفت :"چه ؟" گفتند:"یادت رفته ، عالم خواب . زیره ، سعتر و نمک."ا
 
چهارشنبه 27 آذر 1392 :: 10:32 :: نويسنده : solaleye-taha
یروز یه دختر باحجاب میره دانشگاه
 
یکی از دوستای بی حجابش میخاست مسخرش کنه...میگه تازگیها دیونه ها 
 
خودشونو جلد میکنند
 
همه برای تمسخر کردن خندیدند
 
دختر باحجاب در جواب گفت تا حالا دیده بودی پیکان 48 رو چادر بکشن؟؟بیشتر
 
 بهش چیز اویزون میکنن خوشکلتر نشون بده
 
دوشنبه 25 آذر 1392 :: 07:41 :: نويسنده : solaleye-taha

گناهی که حرمت آن بالاتر از حرمت تخریب خانه خداست!

 کسی را که خداوند مدافع او است چگونه انسان به خود جرأت می‌دهد که پرده‌اش را بدرد و رازش را فاش کند یا عیبش را آشکار سازد، و یا بی دلیل به او تهمت وارد نموده و آبروی او را بریزد و به حیثیّتش صدمه برساند(سوره حج آیه38)

استاد فاطمي نيا در جلسه اي با ذکر چند نکته اخلاقي و عرفاني فرمودند: خدمت آيت الله بهاالديني رسيدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سيد سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خيلي دست کم گرفته اند آبرو بردن را.
ببينيد خدا چند گناه را نمي بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدين.4- آبرو بردن.
اين گناهان اين قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهي موفق به توبه نمي شوند. پسر يکي از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، براي من تعريف مي کرد: "به پدرم گفتم پدر تو درياي علم هستي. اگر بنا باشد يک نصيحت به من بکني چه مي گويي؟
مي گفت پدرم سرش را انداخت پايين. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروي کسي را نبر!" الان در زمان ما بعضی هيئتي ها، مسجدي ها و مقدس ها آبرو مي برند.عزيز من اسلام مي خواهد آبروي فرد حفظ شود. شما با اين مشکل داري؟ دقت کنيد که بعضي ها با زبانشان مي روند جهنم.روايت داريم که مي فرمايد اغلب جهنمي ها، جهنمي زبان هستند. فکر نکنيد همه شراب مي خورند و از ديوار مردم بالا مي روند. يک مشت مومن مقدس را مي آورند جهنم. اي آقا تو که هميشه هيئت بودي! مسجد بودي! بله. اینها افرادیند که توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي برند.اميرالمومنين به حارث همداني مي فرمايد: اگر هر چه را که مي شنوي بگويي؛ دروغ گو هستي.
گناهکار چند نوع است. عده اي گناه مي کنند، بعد ناراحت و پشيمان مي شوند. سوز و گداز دارند. توبه مي کنند و هرگز فکر نمي کنند که روزي اين توبه را بشکنند؛ اما دوباره مي شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حديث داريم که اين اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعي داشته باشد، در نهايت بر شيطان پيروز مي شود.

 



ادامه مطلب ...
شنبه 25 آبان 1392 :: 09:13 :: نويسنده : solaleye-taha

 

سلام
عزاداریها قبول
این شبها که توفیق بالاترین عبادت الهی را یافته اید و همنوا با خاندان مظلوم رسول خدا صلی الله علیه و آله به عزاداری می پردازید و همصدا با عزیزان و فرزندان سیدالشهدا علیه السلام فریاد العطش برمی آورید، آیا شده ولو برای لحظه ای صدای العطش فرزندان امام زمان علیه السلام در گوشه گوشه دنیا و لااقل در ایران به گوشتان خورده باشد؟
در کربلا نبودیم و تاابد شرمنده تشنگی حرم حسینی هستیم اما در این دوره که هستیم در رفع تشنگی حرم امام عصر علیه السلام باید شرمنده شویم؟ کاش این عزاداریها گوشهایمان را باز می کرد و عزمهایمان را جزم شاید از شرم نجات می یافتیم.....شاید
 
 
نمی دانم چقدر گوشهایمان شنواست نمی دانم
جالب است اگر اعلام شود برای سوریه یا هرجای دیگر نیازمند استشهادیون هستیم چه جمعی اعلام آمادگی می کنند! اگر اعلام شود برای جنگی طولانی مدت که به هرشکل و زحمتی جان خود را نگه دارید ناگهان افت جمعیتی عجیبی را شاهد خواهیم بود.
همه این جمله مشهور آقارا شنیده یا خوانده اند که فرهنگ همان چیزی است که حاضرم جانم را درراهش بدهم! و از آن طرف ایشان چندان موافق اجتماع زیاد نیروهای ایرانی در سوریه نیستند.
با تمام این مقدمات اگر اعلام شود تعدادی مجاهد استشهادی در عرصه فرهنگ نیاز داریم که بارها و ماهها و سالها عملیات استشهادی انجام دهند و در عرصه ای شهید شوند و بروند در عرصه ای دیگر حیات یافته و مدتی بعد در آنجا شهید و جانباز شده و.... فکر می کنید چند نفر اعلام آمادگی کنند؟ چند نفر باقی بمانند؟ ازدواج و اشتغال و ارتقای تحصیلی و خانه و ماشین و مشکلات گرانی و تحریم و ....بهانه های خوبیست برای نیامدن از ابتدا یا جا زدن در میانه راه. چیزی که بخصوص در یکسال گذشته بارها تجربه کردم بارها
این روزها و شبها مرتب تکرار می کنیم با سینه زدن یا چشمان گریان البته در خوشبینانه ترین حالتش که
انا العباس واویلا
حسین تنهاست واویلا
....
در روایتی از سیدالشهدا علیه السلام امام زمان علیه السلام با تعابیری مانند شرید طرید فرید خوانده شده اند: رانده شده تنها
آیا شد در این روزها و ماهها و سالهایی که پشت سر می گذاریم یکبار تنها یکبار این را احساس کنیم که شاید مهدی صاحب زمان تنها باشد در حد یک احتمال ساده و شایدی کوچک؟؟
نمی دانم با چه شهامت یا جسارتی خطاب به امام حسین علیه السلام عرضه می داریم یالیتنی کنت معکم...
یا خطاب به امیرالمومنین علیه السلام ادعای گزاف یزرگی می کنیم که ما اهل کوفه نیستیم....
والله اکثر ما جز کذاب و دروغگویی بیش نیستم که تنها به دنبال به خدمت درآوردن اهل بیت علیهم السلام برای نیل به اهواء نفسانی خود هستیم. اهل بیت علیهم السلام را نهایتا در حد یک منشی و مسئول رسیدگی به اجراییات نفسانیات خود تنزل داده ایم.
روزی از یک نفر خوشمان می آید می گوییم اجرت با.... یا چقدر برایش دعا و توسل و....
چند روز بعد از همو بدمان می آید غیر از غیبت و تهمت و حرمت شکنیها می گوییم واگذارت می کنم به ....
آیا تا به حال از منظر اهل بیت علیهم السلام به این رفتار خودمان نگریسته ایم؟
آیا ایشان مضحکه و ملعبه و نوکر ماهستند نعوذ بالله که ما برایشان تعیین تکلیف می کنیم؟
یا اینکه وقتی می خواهیم از کسی چیزی طلب کنیم می گوییم تورا به... قسم می دهم فلان کار را بکن
یا سیره اهل بیت علیهم السلام چنین بوده و شما هم چنین باش
احتمالا اگر این شبها و روزها به هیاتی شلوغ و کم جا رفته باشید مهمترین کاربرد مهدویت و نام امام زمان علیه السلام را دیده اید: به نام نامی قائم آل محمد صلی الله علیه و آله بلن شوید و بیایید جلو....
یا اینکه اگر دچار مشکل و بیماری شویم یا نیازی مانند قبولی کنکور و ازدواج و خرید خانه و ماشین و ....پیدا کنیم نذر و دعا و توسلاتمان شروع می شود و خدا نکند خدا نکند حاجت ما برآورده نشود که تازه ائمه علیهم السلام باید بیایند  نعوذبالله نازمان را بخرند که تورو خدا قهر نکن و مثلا این کار از دستم بر نمی آمد یا به صلاحت نبود!!! توروخدا بخاطر اینکه حاجتت را برآورده نکرده ام لج نکن و گناهکار نشو... نمازت را ترک نکن و....!!!!
یا...
خداییش این دین است ما داریم؟
آیا واقعا اسلام و تشیع این است؟
آیا در موقعیت و جایگاهی که تکلیف ماست هستیم؟
همیشه گفته ام هرچند مثلا ماهی۱۰ میلیون درآمد رقم نسبتا خوبیست اما اگر این رقم را از سرمایه چندصدهزار میلیاردی به دست آورده باشیم خسارتی آشکار است و با یک تراول چک پفکی کوچک خریدن جز از کودک و مجنون سر نمی زند!
در شرایطی تاریخی با سرمایه ای به عظمت کربلا و اهل بیت علیهم السلام ما کجاییم و چه می کنیم؟
 می دانستید تنها یا مراسم دهه اول محرم و عاشورا و تاسوعا برای تعجیل در ظهور امام عصر علیه السلام کافی بود؟
می دانستید تنها در یک مجلس امام حسین علیه السلام می شود یار واقعی و پاکباخته امام عصر علیه السلام شد؟
چیزی قریب۱۳۸۰ سال است این مراسمها تکرار می شود
چیزی قریب ۱۲۰۰ سال از غیبت امام زمان علیه السلام می گذرد
اگر طلب جدی برای ظهور و تعداد یاران کافی و شرایط مهیا باشد ظهور رخ خواهد داد
واقعا چرا؟
چرا؟
 
یه قول آیت الله بهجت رحمه الله علیه
اين همه لاف زن و مدعي اهل ظهور
پس چرا يار نيامد که نثارش باشيم
سالها منتظر سيصدو اندي مرد است
آنقدر مرد نبوديم که يارش باشيم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهيد
به گمانم که بنا نيست کنارش باشيم

​به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد
بگو تا انتظار این است....اسبی زین نخواهد شد....
از اسفند شما پیداست فروردین نخواهد شد

اللهم چه با ما چه بی ما

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم اذهب عن امامنا الحزن

اللهم احفظه فی حفظک الحصین و ایده و عجل فرجه

اللهم انا ترغب الیک فی دوله کریمه...

خدایا آرزو بر جوانان عیب نیست هرچند آرام آرام داریم پیرهم می شویم و موهای سر و صورتهامان با سرعتی رو به سفیدی گذاشته اند ...

اللهم...

یامولای...

برگرفته از وبلاگ مناهل

آدرس وبلاگ :http://manaahel.blogfa.com

یکشنبه 19 آبان 1392 :: 08:40 :: نويسنده : solaleye-taha
فرارسیدن ماه محرم ماه حزن و اندوه شیعه به تمامی عاشقان امام حسین (ع) تسلیت باد
 
 
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
 منبع : کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره)
حضرت صادق علیه السلام فرمودند : 
 خدا حیا مى‏ کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید .
 منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94
یکشنبه 19 آبان 1392 :: 08:28 :: نويسنده : solaleye-taha

نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند.

پرسيدند اين مجلس متعلّق به  كيست؟

گفتند مجلس درس امام اعظم ابوحنيفه است .

راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت من مي روم و با اين مرد مباحثه مي كنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم.

گفتم اين عالم بزرگي است و از عهده ي بحث با او بر نمي آيي .

گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .

وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت ايها العالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفه به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفه به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به

راه راست بياورم .

ابوحنيفه گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر

افضليت ابوبكر و عمر است !

فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: « خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است» و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .

ابوحنيفه گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است .

فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است « اي مؤمنان بدون اذن و اجازه پيامبر ، داخل خانه اش نشويد...»  و مي دانيم كه رسول اكرم در خانه خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانه آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .

ابوحنيفه كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .

فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من مي خواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است « اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم» طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريه ي زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .

ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر، مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك  (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .

فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفته ام ولي او مي گويد شما آقايان سنّي ها مگرنمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد كه پيامبر اكرم فرموده است « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است» پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشته‌اند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد وگفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟ حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ، در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!

سخن كه به اينجا رسيد ابوحنيفه حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران