<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://solaleye-taha.loxblog.com</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com</link>
<description>ویژه امام عصر (عج)</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>آغاز امامت سلاله طه(عج) مبارک</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/آغاز-امامت-سلاله-طهعج-مبارک</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/آغاز-امامت-سلاله-طهعج-مبارک</guid>

<description><![CDATA[
مهديا! دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ...  اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي...  اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور تو و قلبهاي عاشقانت به شوق ديدار روي تو مي تپد. اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد قدمهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيد را با گوش جان شنواييم.  آغاز امامت حضرت ولي عصر(عج) در حقيقت امتداد غدير، بلكه خود غديري ديگري است، آنها كه آرزو داشتند در سال دهم هجري، در سايه سار تك درخت وادي جحفه بودند تا با صاحب غدير بيعت كنند، امروز بايد با حجت معبود، مهدي موعود بيعت كرده و هر چه در توان دارند، از ياري امام زمان خويش دريغ ندارند؛ چنان كه امام علي(ع) مي فرمايد:"خوشا به حال كسي كه زمان او (حضرت مهدي (ع) ) را درك كند، به دوره او بپيوندد و دوره او را شاهد باشد." همچنين آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: "هيچ مرده اي باقي نمي ماند، مگر اينكه شادي ظهور مهدي(عج) در قبرش به او مي رسد و آنها در قبرهايشان با هم ديدار مي كنند و يكديگر را به قيام قائم(ع) بشارت مي دهند."

&nbsp;
زندگينامه حضرت امام مهدي(عج)
امام مهدي در نيمه شعبان سال 255 ه. ق در شهر سامرا ديده به جهان گشود. از القاب ايشان: حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان، بقيه اللّه ، و مشهورترين آن مهدي است. پدرش امام حسن عسگري (ع) و مادرش بانوي گرامي نرجس است كه به نام ريحانه و سوسن نيز از او ياد شده است.
احمد بن اسحاق مي گويد: روزي نزد امام حسن عسكري(ع) رفتم و پرسيدم: اي پسر رسول خدا! امام و جانشين پس از شما كيست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالي كه پسري سه ساله كه صورتش همچون ماه تمام مي درخشيد بر دوش خويش داشت و فرمود: "اي احمد بن اسحاق! اگر نزد خداي متعالي و حجت هاي او گرامي نبودي، پسرم را به تو نشان نمي دادم. همانا او هم نام و هم كنيه رسول خدا و كسي است كه زمين را از عدل و داد پر مي كند". گفتم: سرور من! آيا نشانه اي است كه قلبم به آن آرام گردد؟ در اين هنگام، كودك لب به سخن گشود و به زبان عربي روان گفت: " من بقية اللّه در زمين هستم كه از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. اي احمد بن اسحاق! پس از اين كه با چشم خود مي بيني در پي نشانه مباش."
امام حسن عسگري(ع) پنج سال بعد از ولادت حضرت مهدي(عج) درسال 260 ه. ق توسط معتمد يكي از خلفاي بني عباس مسموم و به شهادت رسيد و امامت به جانشين بعدي آن حضرت يعني امام مهدي(عج) منتقل شد و حضرتش رهبري جامعه اسلامي را به عهده گرفت. پس از شهادت امام حسن عسگري عليه السلام عده اي از دوستان آن حضرت به تصور اين كه جعفر بن علي برادر امام عسگري عليه السلام امام و پيشواي مسلمانان است شهادت آن حضرت را به وي تسليت و پيشوايي اش را تبريك گفتند؛ اما وقتي جعفر بن علي خواست به جنازه امام نماز بخواند ناگاه كودكي گندمگون و سياه موي بيرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را كنار كشيد و گفت: عمو كنار برو من بايد بر پدرم نماز بخوانم، جعفر در حالي كه قيافه اش دگرگون شده بود كنار رفت و حضرت مهدي در سن 5 سالگي بر پدرش نماز خواند. آن حضرت را در كنار قبر پدرش امام هادي دفن كردند.
آن حضرت دو غيبت داشتند يكي كوتاه مدت(صغري) و ديگري بلند مدت (كبري) اولي از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصه و دومي از پايان دوره نخست آغاز و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت به طول مي انجامد. در دوران غيبت صغري، ارتباط امام با ياران خويش به كلي قطع نبود و آنان به گونه اي خاص و محدود با امام در ارتباط بودند. در اين مدت، افراد مشخصي به عنوان نائب خاص، به حضور ايشان مي رسيدند و مردمان مي توانستند به وسيله آنان، مسائل و مشكلات خويش را به حضور امام برسانند و حتي گاه به ديدار امام نائل شوند؛ از اين رو مي توان اين دوره را دوره آماده سازي مردمان براي غيبت كبري دانست.
انتخاب نواب خاص از سوي امام دوازدهم، در واقع ادامه و توسعه فعاليت شبكه ارتباطي وكالت بود كه در زمان امام هادي(ع) و امام عسگري(ع) گسترش چشم گيري يافته و اينك در زمان امام قائم به اوج رسيده بود. وظايف و فعاليت هاي اساسي نواب خاص را مي توان اين چنين خلاصه كرد: پنهان داشتن نام و مكان امام؛ سازماندهي وكلا؛ گرفتن و توزيع اموال متعلق به امام؛ پاسخ گويي به سوالات فقهي و مشكلات عقيدتي مردم؛ و مبارزه با مدعيان نيابت.
پس از غيبت صغري، و با مرگ آخرين نائب خاص حضرت ولي عصر(عج)، غيبت كبري آغاز شد و مسلمانان موظف شدند در مسائل خود، به نائبان عام آن حضرت، يعني فقهاي واجد شرايط و آشنا به احكام اسلام مراجعه كنند. اگر غيبت كبري يكباره رخ داد ممكن بود موجب انحراف افكار مردم شود و ذهن ها آماده پذيرش آن نباشد ؛ اما با زمينه سازي هاي مدبرانه امامان پيشين، و تدابير نواب خاص در طول غيبت صغري، ذهن ها آماده پذيرش غيبت كبري شد.
درباره علت وجود امام در دوران غيبت، فوايد بسيار گفته اند، از آن جمله رسول خدا (ص) مي فرمايد:"سوگند به پروردگاري كه مرا به پيامبري برانگيخت. در دوران غيبتش مردم از او نفع مي برند و از نور ولايتش بهره مي برند، همان گونه كه از خورشيد پشت ابرها بهره مي گيرند." هم چنين يكي ديگر از فوايد وجود امام در غيبت، پاسداري از آيين خداوند است، براي آن كه اصالت آيين الهي حفظ شده و جلوي بسياري از تحريفات گرفته شود. هم چنين با وجود امام، مردمان خود را تنها نمي دانند و تأثير رواني اين عقيده در روش نگهداشتن چراغ اميد در دل ها و وادارساختن افراد به خودسازي و آمادگي براي آن قيام بزرگ جهاني، كاملاً قابل درك است.
&nbsp;احاديثي گرانقدر از امام عصر(عج) : - اگر خواستار رشد و كمال&zwnj; معنوى&zwnj; باشى&zwnj; هدايت&zwnj; مى&zwnj; شوى&zwnj; و اگر طلب&zwnj; كنى&zwnj; مى&zwnj; يابى&zwnj;. (بحار الأنوار، ج&zwnj; 51، ص&zwnj; 339) - و اما در پيشامدها و مسايل&zwnj; جديد به&zwnj; راويان&zwnj; حديث&zwnj; ما مراجعه&zwnj; كنيد، زيرا كه&zwnj; آنان&zwnj; حجت&zwnj; ما&zwnj; بر شما هستند و ما حجت&zwnj; خدا بر آنان&zwnj; هستم&zwnj; . (بحار الأنوار، ج&zwnj; 53، ص&zwnj; 181)  - هركس&zwnj; در اجراى&zwnj; اوامر خداوند كوشا باشد، خدا نيز وى&zwnj; را در دستيابى&zwnj; به&zwnj; حاجتش&zwnj; يارى&zwnj; مى&zwnj; كند.(بحار انوار،ج&zwnj;51،ص331) - همانا خداي تعالى&zwnj; مردم&zwnj; را بيهوده&zwnj; نيافريده&zwnj; و بدون&zwnj; تكليف&zwnj; و جزا رهايشان&zwnj; نكرده&zwnj; است&zwnj;.(الغيبة&zwnj; للشيخ&zwnj; الطوسي&zwnj;، ص&zwnj; 174)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اثرات رفت‌وآمد با خویشاوندان در کلام معصومین</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/اثرات-رفتوآمد-با-خویشاوندان-در-کلام-معصومین</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/اثرات-رفتوآمد-با-خویشاوندان-در-کلام-معصومین</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;در جهان امروز این&zwnj;قدر به کار و رفت وآمد در این شلوغی&zwnj;ها و خیابان&zwnj;های پر سر وصدا مشغول شده&zwnj;ایم که گاهی فراموش می&zwnj;کنیم شاید گوشه&zwnj;ای از این جهان و روزمرگی خویشاوندی با دیدن ما هم از تنهایی رهایی یابد و اینکه شاید حضور ما بتواند مشکلی از مشکلات او را حل کند.
و متاسفانه فراموش کرده&zwnj;ایم که دین ما یک دین اجتماعی است و ما را به رفت و آمد با خویشاوندان توصیه کرده است.
صله رحم علاوه بر این&zwnj;که دارای اثرات و نتایج اجتماعی، روانی و اخلاقی مثبت است، از ثمرات معنوی و پاداش اخروی نیز برخوردار است.
&nbsp;&nbsp;
رسول اکرم (ص) می&zwnj;فرمایند:
&nbsp;"هیچ طاعتی نیست که پاداشش زودتر از صله &rlm;رحم برسد و مجازاتی سریع&rlm;&zwnj;تر از مجازات ظلم و قطع &rlm;رحم نیست."
&nbsp;
و امام صادق (ع) می&zwnj;فرمایند:
&nbsp;"سه چیز است که در هر که باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن، گذشت از بدکردار، کمک و صله رحم با جان و مال."
"هر که برای خدا برادرش را زیارت کند، خدای عزوجل می&zwnj;فرماید: به زیارت من آمدی و پاداش تو بر عهده من است و من غیر از بهشت برای تو، به پاداش دیگری راضی نمی&zwnj;شوم."
"صله رحم نمایید و به برادران (دینی) خود نیکی کنید، هر چند با سلام کردن خوب و یا جواب سلام خوب باشد]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>همیشه حق با من است و من از همه مذهبی ترم</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/همیشه-حق-با-من-است-و-من-از-همه-مذهبی-ترم</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/همیشه-حق-با-من-است-و-من-از-همه-مذهبی-ترم</guid>

<description><![CDATA[
واقعیت همین است که ما مثلا حزب اللهی ها! دراین عرصه خوب عمل نمی کنیم.عملا فکر می کنیم هرچه را می بینیم و می گوییم حق مطلق است و اینقدر خود رادرموضع مان محق می دانیم که گاه برای دیگران فرصتی برای پاسخگویی باقی نمی گذاریم.فکر می کنیم چون مثلا مسجد می رویم لابد از دیگران بهتریم ومی توانیم در باره آنان هر قضاوتی رابکنیم ولی اینگونه نیست.
​راوی ماجرا نقل می کند:
حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می کرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می کرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ... یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه&gt; پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این حین، در یکی از دستشوییها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد. من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می&not;گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب !!! فرادا می خوانم . این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند . دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا ...شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود ... ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی ، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت . 
&nbsp;
بعد از دوسال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. درحال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم !!! چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟! ؟! دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و ... از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟ پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ، خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم ... ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش ... و این ای کاش ها که بیچاره ام میکرد . الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ ! زندگی ها را نابود می کنیم؟ ! بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ ! بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم میگذرد ؟ چه خاکی باید به سرم بریزم ؟.... ای کاش و ای ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قضا و قدر</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/قضا-و-قدر</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/قضا-و-قدر</guid>

<description><![CDATA[
به نام خدایی که حسین (ع)&nbsp; شیفته اش شد

&laquo;با آنچه که درمانی برایش نیست مدارا کن&raquo; 
همه ما در طول زندگیمان با حوادث و وقایع ناخوشایند روبرو می شویم و چاره ای جز پذیرفتن نداریم.درچنین شرایطی یا باید با آنها مدارا کنیم یا اینکه دست به عصیان بزنیم و بر علیه چنین پیشامدهایی طغیان کنیم که نتیجه ای جز اینکه زندگی خود را تباه کنیم و گرفتار اختلالات عصبی بشویم برایمان نخواهد داشت .
فیلسوف ویلیام جیمز می گوید: اتفاقات ناگوار را همانطوری که رخ داده بپذیر ، زیرا پذیرفتن آنچه رخ داده اولین قدم برای پیروز شدن و غلبه بر نتایج دردناک است.
مسلم است که تنها وقایع و حوادث پیش آمده سبب خوشبختی و یا بدبختی ما نیست بلکه نحوه برخورد و چگونگی عملکرد ما در مقابل چنین حوادث ناگواری احساسات خوب یا بد را در وجودمان ایجاد میکند.
انسان در برخورد با مصائب و حوادث ناگوار دارای قدرتی مافوق تصور است. انسان میتواند که بدترین ناراحتی ها را تحمل کند و در مقابل حوادث ناخوشایند صبور و خونسرد باشد. شاید این نظر برای شما عجیب باشد ولی باید گفت که همینطور است با قدرت فوق العاده ای که انسان داراست هر زمان که بخواهد نیروی مقابله با دشواریها را دارد. نیرویی که هر وقت اراده کنیم بلافاصله نمایان می شود.
اما باید در نظر داشته باشیم که هر چقدر در مقابل حوادث و وقایع چاره ناپذیر ایستادگی کنیم و برعلیه آن عکس العمل&nbsp; نشان بدهیم نه تنها تغییری نخواهد کرد که باعث عذابی دوچندان نیز برای خودمان خواهد شد. فکر نکنید که من سعی دارم شمارا متقاعد کنم که همچون کمان در برابر هرگونه حادثه ای خم شوید؟ نه! اصلا اینطور نیست ، چون این عقیده به قضا و قدر است. مسلم است که تا زمانی که مجال و فرصتی برای ازبین بردن شر هست باید مبارزه کرد و فرصت را از دست نداد. ولی وقتی که عقل به ما حکم می کند که دربرار حادثه ای غیرقابل درمان و تغییر قرار گرفته ایم و همین است و بس! آن وقت است که باید تسلیم شویم و به فکر سلامتی جسم و جانمان باشیم و&nbsp; آرزوهای غیرممکن را رها کنیم
هاکز معاون دانشگاه کلمبیا همیشه این شعر را بیاد داشت و بدان عمل میکرد.
برای تمام دردهای دنیا یا مداوا و چاره ای هست یا نیست. اگر چاره ای هست برای بدست آوردنش کوشش کن و اگر چاره ای نیست فراموشش کن و فکرش را نکن.

وقتی از مبارزه بیهوده و کشمکشهای بی ثمر با حوادث غیرقابل تغییر دست برداریم ، در واقع نیروهایی را که قادرند مارا به سوی سعادت و خوشبختی سوق دهند آزاد کرده ایم . هیچکس را سراغ ندارم که دارای آنچنان توانایی باشد که در آن واحد هم قادر به گلاویز شدن و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات چاره ناپذیر باشد و هم در فکر یک زندگی تازه و جدید برای خود باشد. فایده ای ندارد فقط یک راه را باید انتخاب کرد یا در مقابل اینگونه حوادث خم شویم و کوتاه بیاییم یا مبارزه کنیم و درنهایت از پانیفتیم. ما باید در مقابل مسائل و مشکلات چاره ناپذیر زندگی کوتاه بیاییم و سر خم کنیم.
شاید به خود بگویید اگر نخواهیم فشارهای ناشی از جاده های ناهموار زندگی را تحمل کنیم چه رخ میدهد؟پاسخ اینست اگر همچون بید خم نشوید و چون بلوط مقاومت کنید ، نتیجه ای جز جدالهای درونی ، نگرانی ، هیجان و عصبی شدن نخواهیم گرفت اگر دنیای واقعی را رها کنیم و به طرف دنیای رؤیایی که ساخته ذهن خودمان است پیش برویم آنوقت است که دیوانگی را برای خود خریده ایم
دیل کارنگی نویسنده کتاب در آخر می فرماید : طی سالهایی که درباره نگرانی تحقیق و بررسی کردم ، مجلات و کتابهای زیادی را مطالع کردم و هر مطلب یا موضوعی که در رابطه با نگرانی بود را مورد استفاده قرار دادم و به آسانی از آن نمیگذشتم . کوتاهترین مطلبی که در این مورد خواندم دعایی &nbsp;بود از دکتر یبوهر که گفتند: الهی به کرم و دانش خود به من نیرو و شجاعتی هدیه کن که توانایی هر آنچه را که تغییرپذیر است داشته باشم و علم و دانشی برای فرق گذاشتن بین چیزهایی که تغییرپذیر و چیزهایی که غیرقابل تغییرند و باید آنها را به همان شکلی که هستند پذیرفت.
منبع: فصل نهم کتاب آیین زندگی از دیل کارنگی
امیر مؤمنان - علیه السّلام - فرمود: امور بر اساس قضای الهی جریان دارد، نه بر اساس خواست مردم.
امام سجاد - علیه السّلام - فرمود: صبر و خشنودی از قضای الهی، اصل و اساس اطاعت خداوند است. هر كه صبر و رضا در برابر قضای الهی داشته باشد، جز خیر برای او نخواهد بود.
خداونداتقدیرم را زیبا بنویس و کمکم کنتا آنچه را تو زود می خواهی ، دیر نخواهمو آنچه را تو دیر می خواهی ، زود نخواهم...و بارِکْ لى فى قَدَرِکَ حَتّى لا اءُحِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْت
فرازی از دعای عرفه امام حسین علیه السلام
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چادر</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/چادر</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/چادر</guid>

<description><![CDATA[
یروز یه دختر باحجاب میره دانشگاه
&nbsp;
یکی از دوستای بی حجابش میخاست مسخرش کنه...میگه تازگیها دیونه ها&nbsp;
&nbsp;
خودشونو جلد میکنند
&nbsp;
همه برای تمسخر کردن خندیدند
&nbsp;
دختر باحجاب در جواب گفت تا حالا دیده بودی پیکان 48 رو چادر بکشن؟؟بیشتر
&nbsp;
&nbsp;بهش چیز اویزون میکنن خوشکلتر نشون بده
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تهمت و آبروریزی و غیبت : نقل مجلس ما</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/تهمت-و-آبروریزی-و-غیبت--نقل-مجلس-ما</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/تهمت-و-آبروریزی-و-غیبت--نقل-مجلس-ما</guid>

<description><![CDATA[
گناهی که حرمت آن بالاتر از حرمت تخریب خانه خداست!
&nbsp;کسی را که خداوند مدافع او است چگونه انسان به خود جرأت می&zwnj;دهد که پرده&zwnj;اش را بدرد و رازش را فاش کند یا عیبش را آشکار سازد، و یا بی دلیل به او تهمت وارد نموده و آبروی او را بریزد و به حیثیّتش صدمه برساند(سوره حج آیه38)
استاد فاطمي نيا در جلسه اي با ذکر چند نکته اخلاقي و عرفاني فرمودند: خدمت آيت الله بهاالديني رسيدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سيد سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خيلي دست کم گرفته اند آبرو بردن را. ببينيد خدا چند گناه را نمي بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدين.4- آبرو بردن. اين گناهان اين قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهي موفق به توبه نمي شوند. پسر يکي از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، براي من تعريف مي کرد: "به پدرم گفتم پدر تو درياي علم هستي. اگر بنا باشد يک نصيحت به من بکني چه مي گويي؟ مي گفت پدرم سرش را انداخت پايين. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروي کسي را نبر!" الان در زمان ما بعضی هيئتي ها، مسجدي ها و مقدس ها آبرو مي برند.عزيز من اسلام مي خواهد آبروي فرد حفظ شود. شما با اين مشکل داري؟ دقت کنيد که بعضي ها با زبانشان مي روند جهنم.روايت داريم که مي فرمايد اغلب جهنمي ها، جهنمي زبان هستند. فکر نکنيد همه شراب مي خورند و از ديوار مردم بالا مي روند. يک مشت مومن مقدس را مي آورند جهنم. اي آقا تو که هميشه هيئت بودي! مسجد بودي! بله. اینها افرادیند که توي صفوف جماعت مي نشينند آبرو مي برند.اميرالمومنين به حارث همداني مي فرمايد: اگر هر چه را که مي شنوي بگويي؛ دروغ گو هستي. گناهکار چند نوع است. عده اي گناه مي کنند، بعد ناراحت و پشيمان مي شوند. سوز و گداز دارند. توبه مي کنند و هرگز فکر نمي کنند که روزي اين توبه را بشکنند؛ اما دوباره مي شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حديث داريم که اين اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعي داشته باشد، در نهايت بر شيطان پيروز مي شود.
&nbsp;
در جایی دیگر آیت&zwnj;الله مظاهری می فرمایند: یکی ازموارد ظلم، ظلم &nbsp;به افراد بی&zwnj;یاور، كه پرهیز از آن اهمیّت بسیاری دارد، گناهانی نظیر غیبت، تهمت و شایعه پراكنی است. متأسفانه این مرتبه از ظلم امروزه در جامعه بسیار رایج و شایع است. افراد در مجلس می&zwnj;نشینند و پشت سر كسی كه حضور ندارد، غیبت می كنند یا به او تهمت می&zwnj;زنند.&nbsp;به تجربه هم اثبات شده است كه افرادی كه مرتكب چنین گناهانی می شوند، عاقبت به خیر نخواهند شد.&nbsp;بردن آبروی دیگران و هتک حرمت و اهانت به شخصیت سایر انسان&zwnj;ها، حقّ النّاس است و اگر انسان نتواند جبران حقّ النّاس خویش را بكند، عاقبت سوئی در انتظار او خواهد بود.&nbsp;من همواره به جوانان می&zwnj;گویم: شما را به خدا قسم می&zwnj;دهم تهمت نزنید و اگر راجع به كسی تهمت شنیدید، از او دفاع كنید. متأسفانه بسیار اتفاق می&zwnj;افتد كه افراد متدیّن در جلسات حضور دارند و در مقابل آنان به دیگران تهمت زده می&zwnj;شود ولی یا سكوت می&zwnj;كنند و یا آن تهمت را همراهی می كنند كه هر دو بد است.  امام حسین&laquo;سلام&zwnj;الله&zwnj;علیه&raquo; در روز عاشورا همۀ ما را از چنین ظلم&zwnj;هایی بر حذر داشته&zwnj;اند.&nbsp; اهانت به دیگران و بردن آبروی افراد، مثل جنگ با خداوند متعال است.&nbsp;&laquo;مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَةِ&raquo; گناه كسانی كه تهمت می زنند و اهانت می&zwnj;كنند بسیار بزرگ است و افرادی كه آن تهمت و اهانت را می شنوند و از مظلوم دفاع نمی&zwnj;كنند نیز گناهكارند. اهمیّت این مطلب به قدری است كه چهار امام بزرگوار آن را بیان فرموده&zwnj;اند و نیز در روز عاشورا، آخرین گفت&zwnj;وگوی دو انسان كامل، دو امام معصوم، در حساس ترین مواقع، راجع به پرهیز از ظلم به كسی است كه یاوری ندارد.&nbsp;بعضی اوقات گرفتاری های دنیوی افراد صالح و شایسته، ناشی از عدم دفاع آنان از مظلومین است. یعنی غیبت یا تهمتی شنیده&zwnj;اند و نتوانسته&zwnj;اند یا نخواسته&zwnj;اند، دفاع كنند و ناخودآگاه و ناخواسته، ظالم شده اند. خداوند متعال نیز كه مظهر رحمت و رأفت است و بنا دارد افراد نیكوكار و پرهیزكار را به بهشت ببرد، آنان را گرفتار می كند یا قبل از مرگ به بیماری سختی مبتلا می كند تا پاك شوند و از این دنیا بروند و این لطف از الطاف خفیّه خداست. البته این مطلب كلیّت ندارد و گرفتاری های دنیوی عوامل بسیار دیگری نیز دارد.&nbsp; عالم برزخ و قیامت نیز برای افرادی كه به دیگران اهانت كرده&zwnj;اند یا تهمت زده&zwnj;اند یا غیبت آنان را كرده&zwnj;اند و حتی برای كسانی كه شاهد این گناهان بزرگ بوده اند و از مظلوم، دفاع نكرده اند، بسیار مشكل است. بنابر این توبه از این گناهان بزرگ، از اوجب واجبات است و باید یه آن اهمیّت داده شود.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>محرم و صفر</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/محرم-و-صفر</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/محرم-و-صفر</guid>

<description><![CDATA[




فرارسیدن ماه محرم ماه حزن و اندوه شیعه به تمامی عاشقان امام حسین (ع) تسلیت باد

&nbsp;
&nbsp;
امام صادق علیه السلام فرمودند :
&nbsp;نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
&nbsp;منبع : کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره)


حضرت صادق علیه السلام فرمودند :&nbsp;
&nbsp;خدا حیا مى&rlm; کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید .
&nbsp;منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شیعه مذهب حق است  و حق مغلوب نمي شود</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/شیعه-مذهب-حق-است-و-حق-مغلوب-نمي-شود</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/شیعه-مذهب-حق-است-و-حق-مغلوب-نمي-شود</guid>

<description><![CDATA[
نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند.
پرسيدند اين مجلس متعلّق به&nbsp; كيست؟
گفتند مجلس درس امام اعظم ابوحنيفه است .
راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت من مي روم و با اين مرد مباحثه مي كنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم.
گفتم اين عالم بزرگي است و از عهده ي بحث با او بر نمي آيي .
گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت ايها العالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفه به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفه به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به
راه راست بياورم .
ابوحنيفه گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر
افضليت ابوبكر و عمر است !
فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: &laquo; خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است&raquo; و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .
ابوحنيفه گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است .
فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است &laquo; اي مؤمنان بدون اذن و اجازه پيامبر ، داخل خانه اش نشويد...&raquo;&nbsp; و مي دانيم كه رسول اكرم در خانه خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانه آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابوحنيفه كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .
فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من مي خواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است &laquo; اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم&raquo; طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريه ي زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر، مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك&nbsp; (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .
فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفته ام ولي او مي گويد شما آقايان سنّي ها مگرنمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد كه پيامبر اكرم فرموده است &laquo; ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است&raquo; پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشته&zwnj;اند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد وگفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟ حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ، در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ابوحنيفه حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>13آبان</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/13آبان</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/13آبان</guid>

<description><![CDATA[
13 آبان امسال همزمان شده است با ماه محرم.ماهی که بزرگترین درسها را سرور آزادگان جهان به تمامی انسانها آموخت.محرم , حسین , عاشورا و فرهنگ شهادت در پیش روی همه است و همه به اقتضای دل پاک و بی آلایش خود از آن بهره می برند.حسین به ما آموخت که سیاست بر مبنای فریب و دروغ جایی در گفتمان یک مسلمان ندارد.حسین به ما آموخت که بر سر اصول با کفار مسلمان نما نباید بر سر میز مذاکره نشست.حسین (ع)به ما آموخت که در انجام هر کاری رضایت خداوند بزرگ در اولویت باشد.انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر ولایت و عاشورا که همان فرهنگ شهادت است بر پهلوی وطن فروش پیروز شد و در بزنگاهها و پیچ های تاریخی با تکیه بر دو بال ولایت و شهادت در مقابل زورگویان ایستاده است.در این میان حساب نظام و انقلاب با تازه به دوران رسیده هایی که تشنه پاچه خواری برای مستکبران هستند , جداست و اینان اگر صدها بار از در خانه غرب رانده شوند باز هم مجیزگوی مستکبران جاسوس و مفسد هستند.سیاست اسلامی جمهوری اسلامی ایران را یک رهبر الهی و خدایی تعیین می کند و در سایه تدبیر و حکمت این مرد بزرگ است که تاکنون با وجود سرکار آمدن هر تفکر سیاسی در منصب ریاست جمهوری باز هم این نگهبان پارسا و حکیم است که با عنایات ویژه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه کشتی تنها حکومت شیعه را در تلاطم حقه بازی ها&nbsp; وفریبکاریهای مستکبران و دسیسه های صهیونیزم جهانی با تمام قدرت به پیش می برد.روز 13 آبان ملت فهیم و بصیر ایران باز هم به شیفتگان قدرت و استکبار این پیام را گوشزد می کنند که عزت خود را فدای مذاکرات بی نتیجه با شیاطین بزرگ و کوچک نمی کنند و مومنین به نتیجه مذاکره با شیاطین بدبین هستند اما شیفتگان شیاطین هنوز امیدوار و هر چند بارها توسط آنها گزیده شده اند اما باز هم به آنها امید بسته اند و چه نیکو امام صادق ما فرموده است که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود و همین جمله را با تعبیر دیگری برای انسان عاقل هم به کار برده اند اما بعضی دوستان ظاهراً تمایلات شدیدی دارند تا بارها گزیده شوند و باز هم به دامان کفار پناهنده شوند.
روز 13 آبان با آگاهی تام بار دیگر شعار مرگ و ننگ بر مستکبران جهان در ایران اسلامی طنین انداز می شود تا گوش کسانی که نمی توانند واقعیتها را بشنوند کر شود و چشم کسانی را که حتی طاقت دیدن چند بیلبورد در تهران و مشهد را ندارد&nbsp;چه رسد به دیدن جمعیت وفادار به آرمانهای امام خمینی و امام خامنه ای و آرمانهای شهدای گرانقدر کور شود 
منبع:بیانیه مهندس زارعی در وبلاگ تیتربرتر]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>«خانوادۀ خوب» چه خانواده ایست؟!</title>
<link>https://solaleye-taha.loxblog.com/خانوادۀ-خوب-چه-خانواده-ایست</link>
<guid>https://solaleye-taha.loxblog.com/خانوادۀ-خوب-چه-خانواده-ایست</guid>

<description><![CDATA[
بخش&zwnj;هایی از&nbsp; سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع &laquo;خانوادۀ خوب&raquo;

در اولین قدم برای رسیدن به یک خانوادۀ خوب باید نگاه و تلقی خود را نسبت به &laquo;خانواده&raquo; اصلاح کنیم. ابتدا باید ببینیم نگرش و تلقی ما نسبت به خانواده چیست؟ آیا تلقی ما نسبت به خانواده این&zwnj;گونه است که خانواده را یک مفهوم باعظمت و باشکوه ببینیم؟ آیا خانواده را محل خودسازی و مجموعه&zwnj;ای شبیه پادگان یا ورزشگاه البته توأم با لطافت و مهربانی می&zwnj;بینیم یا آن را محل ول بودن و راحتی مطلق تلقی می&zwnj;کنیم؟ آیا خانواده را شبیه مسافرخانه می&zwnj;بینیم که فقط محل استراحت و غذا خوردن است یا آن را جایگاهی برای ایفای نقش و مسئولیتی مهم می&zwnj;دانیم؟
متاسفانه بعضی&zwnj;ها تلقی منفی و نادرستی نسبت به خانواده دارند. مثلاً می&zwnj;گویند: &laquo;فلانی خودش را بیچاره کرد و رفت زن گرفت!&raquo; یا می&zwnj;گویند: &laquo;می&zwnj;دانید یک خانم باهوش چه شوهری را انتخاب می&zwnj;کند؟ یک خانم باهوش اصلاً هیچ&zwnj;وقت ازدواج نمی&zwnj;کند!&raquo; این حرفها به لحاظ روانی اثر بدی روی جوانان خواهد داشت و به مرور تلقی آنها را نسبت به ازدواج خراب می&zwnj;کند. یکی از دلایل تأخیر در ازدواج همین تلقی&zwnj;های ناصحیحی است که از ازدواج در ذهن مردم شکل گرفته است. نشانۀ این تلقی&zwnj;های غلط همین تکّه&zwnj;کلام&zwnj;هایی است که دربارۀ ازدواج درست کرده&zwnj;اند، یا اینکه بعضی&zwnj;ها سختی&zwnj;های تشکیل خانواده را به صورت مبالغه&zwnj;آمیز بیان می&zwnj;کنند، یا دربارۀ آن منفی&zwnj;بافی می&zwnj;کنند و متاسفانه کمتر کسی را دیده&zwnj;ایم که از بابت زیبایی&zwnj;ها و خوبی&zwnj;های خانواده شکر کند.
تلقی ما از تشکیل خانواده خیلی مهم است. تلقی ما نسبت به خانواده، بر اینکه چگونه همسری انتخاب کنیم یا برای ازدواج فرزندمان سراغ چه خانواده&zwnj;ای برویم، تأثیر دارد. اینکه بعضی خانواده&zwnj;ها در انتخاب داماد، نسبت به مال و اموال یا سطح اجتماعی یا سطح سواد او خیلی سختگیری می&zwnj;کنند به خاطر این است که تلقی آنها نسبت به تشکیل خانواده، درست نیست و شاید خانواده را وسیله&zwnj;ای برای قیافه&zwnj;گرفتن و فخرفروشی می&zwnj;دانند. بعضی از دختر خانم&zwnj;ها صریحاً می&zwnj;گویند: &laquo;این آقا پسر زیاد به من نمی&zwnj;آید! اگر ما با هم در خیابان راه برویم، مردم می&zwnj;گویند این دوتا به هم نمی&zwnj;آیند!&raquo; این&zwnj;قبیل افراد در ظرف &laquo;مردم می&zwnj;گویند&raquo; زندگی می&zwnj;کنند و تلقی&zwnj;شان از خانواده به این بستگی دارد که مردم چه چیزی درباره&zwnj;اش بگویند.


خیلی از آقایان که ازدواج می&zwnj;کنند اصلاً جنس زن را نمی&zwnj;شناسند و تلقی درستی ندارند. مثلاً نمی&zwnj;دانند که طبیعت خانم&zwnj;ها-نه خانم&zwnj;های خودساخته- این&zwnj;طور است که وقتی زبان به گله و شکایت باز می&zwnj;کنند به طور مطلق انتقاد و ناشکری می&zwnj;کنند و وقتی از دست شوهرشان ناراحت می&zwnj;شوند، ممکن است به او بگویند: &laquo;من اصلاً هیچ خیری از تو ندیدم!&raquo;(لِأَنَّهَا إِذَا غَضِبَتْ عَلَى زَوْجِهَا سَاعَةً تَقُولُ مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْراً قَطُّ؛ مستدرک الوسائل/14/244 و لَا يَشْكُرْنَ الْكَثِيرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِيل&rlm;؛ من لایحضره الفقیه/2/554) وقتی یک زن این را بگوید باعث می&zwnj;شود که شوهرش تصور کند او از شوهرش متنفر است در حالی که واقعاً این&zwnj;طور نیست و شوهر باید در چنین مواردی سکوت کند. پیامبر اکرم(ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;خانم&zwnj;ها در گفتگو با شما چندان خوب حرف نمی&zwnj;زنند (گاهی زبانشان تلخ و تند یا نارسا است) و شما مردان این مسأله را با سکوت خودتان پوشش دهید؛ إِنَّمَا النِّسَاءُ عِيٌ ... و اسْتُرُوا الْعِيَّ بِالسُّكُوت&raquo;(کافی/5/535 و من&zwnj;لایحضره&zwnj;الفقیه/3/390)&rlm;&nbsp;&nbsp;
در خانواده، زن و مرد با تفاوت&zwnj;های بسیار زیاد و آشکار در کنار همدیگر قرار می&zwnj;گیرند که این تفاوت&zwnj;ها هم موجب شیرینی&zwnj;هایی می&zwnj;شود و هم موجب تلخی&zwnj;هایی می&zwnj;شود. اگر شما این مسأله را پیش&zwnj;بینی نکرده باشید، نه ظرفیت برخورداری از شیرینی&zwnj;هایش را خواهید داشت و نه ظرفیت تحمل و برخورد مناسب با تلخی&zwnj;هایش را خواهید داشت. اصلاً خدا این دو جنس مخالف و متفاوت از خیلی جهات را در خانواده کنار هم قرار داده&zwnj; تا تعارض&zwnj;ها و تناسب&zwnj;های این دو در کنار همدیگر دیده شود و ببیند این دو علی&zwnj;رغم همۀ اختلاف&zwnj;هایی که دارند، در طول زندگی مشترک چه عکس&zwnj;العمل&zwnj;هایی در قبال هم انجام می&zwnj;دهند. در واقع این دو (زن و شوهر) با همۀ اختلاف&zwnj;ها و تفاوت&zwnj;هایی که با هم دارند باید همدیگر را کامل کنند و به تکامل برسند. 


شما در امر انتخاب همسرتان دقت کنید اما بدانید که خودتان زیاد تعیین&zwnj;کننده نیستید، لذا هر انتخابی که صورت گرفت علی&zwnj;القاعده باید بگویید: &laquo;این را خدا برای من خواسته است&raquo; و هر تلخی&zwnj; و هر مشکلی که بعداً در زندگی داشتید، تحمل کنید و بگویید: حتماً این تلخی و مشکل برای من سازنده است و الا خدا سر راهم قرارش نمی&zwnj;داد.(مگر اینکه برخی موارد نادر پیش بیاید، که شرحش خارج از این بحث است.) لذا شما در انتخاب همسر به وظیفۀ خود عمل کنید، و وقتی به وظیفۀ خود عمل کردید هر چیزی که برای شما پیش آمد، خواست خدا بدانید. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: &laquo;اگر منِ پیامبر همراه با حضرت جبرائیل، میکائیل و فرشتگان حامل عرش برای اینکه یک همسر خوب نصیبت شود دعا کنیم، جز آن همسری که خدا برایت درنظر گرفته، نصیبت نخواهد شد؛ لو دَعا لک إسرافیلُ و جِبریلُ و میکائیلُ و حَمَلةُ العَرشِ و أنا فیهِم ما تَزَوَّجتَ إلاّ المرأةَ التی کُتِبَت لکَ&raquo;(میزان الحکمه/ح16500)
بعضی&zwnj;ها که در انتخاب همسر خیلی سختگیرانه برخورد می&zwnj;کنند، می&zwnj;گویند: &laquo;من می&zwnj;خواهم کُفو خودم را پیدا کنم!&raquo; البته اصل قضیۀ &laquo;کفو بودن&raquo; زن و شوهر درست است ولی مهم این است که تحلیل شما از آن چگونه باشد. در واقع بهترین همسر برای شما همسری است که شما با زندگی کردن در کنار او بتوانید عیوب خود را برطرف کرده و رشد کنید و به پروردگار عالم تقرب پیدا کنید.


ممکن است بعضی از ازدواج&zwnj;ها به دلیل اینکه زن و شوهر واقعاً نتوانسته&zwnj;اند تاب بیاورند و تحمل کنند، به طلاق کشیده شود ولی بسیاری از طلاق&zwnj;ها به خاطر ناشی&zwnj;گری و بی&zwnj;توجهی آدم&zwnj;ها نسبت به مقدرات عالم است و ناشی از این است که اساساً تلقی آنها نسبت به ازدواج اشتباه بوده است. بعضی&zwnj;ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می&zwnj;گیرند! در حالی که نگاه آنها به خانواده باید مانند نگاه به یک ورزشگاه یا برنامۀ ورزشی باشد که می&zwnj;خواهد آنها را وادار به حرکت و تمرین کند و باعث رشد و تعالی آنها شود.
تلقی ما نسبت به همسری چیست؟ یکی از نکاتی که در همسری وجود دارد، لذایذ جنسی است. در کنارش لذایذ عاطفی نیز هست، تعاون در زندگی نیز هست(یعنی اینکه هر یک از زن و مرد بخشی از کارها را به عهده بگیرند). یکی دیگر از قسمت&zwnj;های بسیار مهم &laquo;فرزندآوری&raquo; است که شاید مهمترین بخش زندگی باشد که خیلی&zwnj;ها کمترین توجه را به آن دارند. خیلی&zwnj;ها دربارۀ فرزندآوری خودشان را کنترل می&zwnj;کنند یا محدودیت قایل می&zwnj;شوند، اینها اصلاً متوجه نشده&zwnj;اند خانواده یعنی چه؟ تلقی آنها از خانواده و زندگی مشترک تلقی درستی نیست. مثل کسی که به او یک ماشین داده&zwnj;اند و او سوار می&zwnj;شود و به&zwnj;جای اینکه حرکت کند، فقط بوق می&zwnj;زند و پیاده می&zwnj;شود!
تلقی غربی&zwnj;ها از خانواده طوری بوده که فرزندآوری در درجۀ اول قرار نداشته، تعامل و تحمل و تکامل به واسطۀ تضارب بین زن و مرد برایشان اهمیت نداشته و لذا بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که اصلاً من چرا باید به طور مداوم با یک جنس مخالف زندگی کنم؟! به جای تشکیل خانواده می&zwnj;توانم لذت جنسی خود را از راه دیگری تأمین کنم، و اگر هم خواستم زندگی کنم، با یک سگ و گربه زندگی می&zwnj;کنم! جالب است که طبق برخی آمارها، در این جوامع تعداد کسانی که با سگ و گربه زندگی می&zwnj;کنند از تعداد کسانی که با همسر خود زندگی می&zwnj;کنند بیشتر است! چون آنها از بس خودخواه و راحت&zwnj;طلب هستند نمی&zwnj;توانند یک انسان دیگر را در کنار خود تحمل کنند لذا می&zwnj;گویند: &laquo;من یک سگ را خیلی راحت&zwnj;تر از یک همسر می&zwnj;توانم در کنار خودم تحمل کنم!&raquo; چون نمی&zwnj;خواهند یک انسان دیگر در کنارشان باشد که احیاناً گاهی با او اختلاف پیدا کنند و اذیت شوند و این باعث شوند که رشد و تکامل پیدا کنند.

&nbsp;

خانواده حرمت خاصی دارد که زن و مرد باید آن را رعایت کنند. مثلاً امام صادق(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;مرد وقتی وارد خانه شد به اهل خانواده&zwnj;اش سلام کند (منتظر نباشد که به او سلام کنند هرچند آنها وظیفه دارند به پدر خانه سلام کنند) و وقتی که می&zwnj;خواهد وارد خانه شود، کفش خود را به زمین بزند و هنگام ورود با صداي كفش و با سرفه كردن، خانواده&zwnj;اش را از آمدن خود با خبر کند برای اینکه اهل خانه بفهمند او دارد می&zwnj;آید و اگر احیاناً رفتاری دارند که دوست ندارند پدر خانواده ببیند، خودشان را جمع کنند (يُسَلِّمُ الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ عَلَى أَهْلِهِ وَ إِذَا دَخَلَ يَضْرِبُ بِنَعْلَيْهِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يَصْنَعُ ذَلِكَ حَتَّى يُؤْذِنَهُمْ أَنَّهُ قَدْ جَاءَ حَتَّى لَا يَرَى شَيْئاً يَكْرَهُهُ؛ جامع&zwnj;الاخبار/ص89) نه اینکه خانم&zwnj;ها یا بچه&zwnj;ها بخواهند چیزی را از پدر خانواده مخفی کنند که این در جای خودش قابل بحث است ولی مرد برای خودش و برای خانواده&zwnj;اش باید این&zwnj;طور حرمت حفظ کند. پدر نباید یواشکی و بی&zwnj;صدا وارد خانه شود تا مچ&zwnj;گیری کند! راه تربیت کردن یا کنترل کردن خانواده این نیست! مرد آن&zwnj;قدر باید آقا و بزرگوار باشد که همه از بزرگواری او خجالت بکشند و رفتار خود را درست کنند. حتی گفته شده است که پدر و مادر نسبت به برخی از خطاهای فرزندان خود، &laquo;تغافل&raquo; کنند و اگر هم آن خطا را دیدند، این&zwnj;طور وانمود کنند که اصلاً ندیده&zwnj;اند. درست است که این &laquo;تغافل&raquo; جلوی خطای بچه را نمی&zwnj;گیرد اما در عوض حیا و نجابت او را افزایش می&zwnj;دهد و بعداً این حیا و نجابت، به تدریج جلوی خطا را خواهد گرفت.
تلقی یک مرد دربارۀ خدمت کردن به خانواده&zwnj;اش باید چگونه باشد؟ مثلاً پیامبر اکرم(ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;کسی که وارد بازار شود و یک چیزی بخرد و آن را برای خانوادۀ خودش حمل کند، مانند کسی است که برای یک گروه نیازمند صدقه&zwnj;ای را حمل می&zwnj;کند که اگر آن صدقه را به آنها نرساند از گرسنگی هلاک می&zwnj;شوند؛ مَنْ&rlm; دَخَلَ&rlm; السُّوقَ&rlm; فَاشْتَرَى&rlm; تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ&raquo;(امالی شیخ صدوق/577) نه اینکه حضرت بخواهد - نعوذ بالله- اهل خانه را به گرسنگان تشبیه کند؛ بلکه می&zwnj;خواهد بفرماید که مرد با این کار چقدر ثواب می&zwnj;برد.
رسول خدا(ص) در ادامه می&zwnj;فرماید: &laquo;مرد وقتی چیزی برای خانواده&zwnj;اش آورد و خواست بین بچه&zwnj;هایش توزیع کند، اول به دخترانش بدهد و بعد به پسرانش بدهد؛ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ&raquo;(همان) و بعد می&zwnj;فرماید: &laquo;هر کس دختر خودش را خوشحال کند مانند کسی است که بنده&zwnj; یا اسیری از فرزندان حضرت اسماعیل(ع) را در راه خدا آزاد کرده است و کسی که پسرش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خشیت خدا گریه کرده است و کسی که از خوف خدا گریه کند خدا او را وارد بهشت خودش خواهد کرد؛ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ مُؤْمِنَةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيم&rlm;&raquo;(همان)


امام صادق(ع) می&zwnj;&zwnj;فرماید: &laquo;کسی که برای خانواده&zwnj;اش زحمت می&zwnj;کشد تا از راه حلال پول دربیاورد، مانند مجاهد در راه خداست؛ الْكَادُّ عَلَى&rlm; عِيَالِهِ&rlm; مِنْ&rlm; حَلَالٍ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ&raquo;(من&zwnj;لایحضره&zwnj;الفقیه/3/168)
پیامبر اکرم(ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;مرد باید برای همسر خودش غذا و لباس تهیه کند، و به او نماز و روزه و زکات یاد بدهد(یعنی دین را به او یاد بدهد) و خانم هم نباید در این امر با شوهر خودش مخالفت کند؛ لِلْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا أَنْ يُشْبِعَ بَطْنَهَا وَ يَكْسُوَ ظَهْرَهَا وَ يُعَلِّمَهَا الصَّلَاةَ وَ الصَّوْمَ وَ الزَّكَاةَ إِنْ كَانَ فِي مَالِهَا حَقٌّ؛ وَ لَا تُخَالِفْهُ فِي ذَلِك&raquo;(مستدرک&zwnj;الوسایل/14/243) این یعنی مرد مسئول آموزش دینداری به همسرش است.
پیامبر اکرم(ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;اگر مردی به صورت همسرش سیلی بزند، خداوند به مأمور جهنم دستور می&zwnj;دهد تا در آتش جهنم هفتاد سيلي بر صورت او بزند...؛ فَأَيُّ رَجُلٍ لَطَمَ امْرَأَتَهُ لَطْمَةً أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَالِكاً خَازِنَ النِّيرَانِ فَيَلْطِمُهُ عَلَى حُرِّ وَجْهِهِ سَبْعِينَ لَطْمَةً فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَ أَيُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى شَعْرِ امْرَأَةٍ مُسْلِمَةٍ سُمِّرَ كَفُّهُ بِمَسَامِيرَ مِنْ نَارٍ الْخَبَرَ&raquo;(مستدرک&zwnj;الوسایل/14/250) از سوی دیگر پیامبر اکرم(ص) دربارۀ رفتار خانم با شوهرش، فرمود: &laquo;وای بر زنی که شوهرش نسبت به او ناراضی و غضبناک باشد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد؛ وَيْلٌ لِامْرَأَةٍ أَغْضَبَتْ زَوْجَهَا وَ طُوبَى لِامْرَأَةٍ رَضِيَ عَنْهَا زَوْجُهَا&raquo;(عیون اخبار الرضا/2/11) و در جای دیگری فرمود: &laquo;زنی که شوهرش را اذیت کند، خدا نماز و كارهاي خوبش را نمي&zwnj;پذيرد تا اينكه به مرد كمك کرده و او را راضي كند، اگر چه اين زن تمام عمر را روزه بگيرد و نماز بخواند و بندگان را آزاد و دارايي&zwnj;اش را در راه خدا انفاق كند؛ مَنْ كَانَ لَهُ امْرَأَةٌ تُؤْذِيهِ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهَا وَ لَا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِهَا حَتَّى تُعِينَهُ وَ تُرْضِيَهُ وَ إِنْ صَامَتِ الدَّهْرَ وَ قَامَتْ وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ أَنْفَقَتِ الْأَمْوَالَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ كَانَتْ أَوَّلَ مَنْ تَرِدُ النَّارَ&raquo;(وسائل الشیعه/20/163)
اگر یک خانم کاری کند که شوهرش از او ناراضی و ناراحت شود، نباید به راحتی از کنار این موضوع رد شود و مثلاً کسب راضیت شوهر را به فردا واگذار کند، بلکه باید در کنار شوهرش بنشیند و دستش را در دست بگیرد و بگوید: من نمی&zwnj;خوابم تا از من راضی بشوی! (امام صادق(ع): خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا يَدِي فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّی تَرْضَى عَنِّي؛ من&zwnj;لایحضره&zwnj;الفقیه/3/381) البته ممکن است گاهی شوهرش او را دیر ببخشد، و مثلاً مرد بخواهد غرور خودش را در اینجا ارضا کند، ولی زن باید صبر کند چون این غرور به درد این خانم هم می&zwnj;خورد، اگر غرور مرد شکسته شود، بعد از مدتی، زن از این مردی که غرورش شکسته شده، زیاد خوشش نمی&zwnj;آید. خانمی که در مقابل شوهرش تواضع می&zwnj;کند در واقع امکان لذت بردن خودش را از زندگی&zwnj;اش افزایش داده است.


خانمی که در خانه به شوهر خودش بی&zwnj;احترامی می&zwnj;کند(مخصوصاً در حضور بچه&zwnj;ها) در واقع دارد ستون خانه را از بین می&zwnj;برد و باعث می&zwnj;شود بچه&zwnj;ها خوب تربیت نشوند چون حرمت پدر در این خانه شکسته شده است و محبت او نسبت به فرزندان (به خصوص دخترانش) بی&zwnj;اثر خواهد شد و آنها را لبریز و سرشار از محبت نخواهد کرد.
یک خانمی می&zwnj;گفت: &laquo;من بچه&zwnj;های مدرسه را متقاعد کرده&zwnj;ام محجبه شوند ولی دختر خودم حجاب درستی ندارد!&raquo; بعد از کمی صحبت معلوم شد که این خانم در حضور دخترش به پدر خانه بی&zwnj;احترامی&zwnj; می&zwnj;کند. علی&zwnj;القاعده وقتی پدر در خانه حرمت نداشته باشد، دختر معمولاً زیاد اهل حجاب نخواهد بود. پدری که در خانه حرمتش از سوی خانم خانه، رعایت شود با اشارۀ خودش می&zwnj;تواند رفتار دختر خود را تنظیم کند، و چنین پدری وقتی به دخترش محبت کند، دخترش سرشار از محبت خواهد شد و این پدر وقتی از دخترش بخواهد حجاب خوبی داشته باشد، این دختر به خاطر محبتی که نسبت به پدر دارد و احترامی که برای او قایل است، خود به خود بهترین حجاب را انتخاب خواهد کرد. اما اگر خانم خانه، شوهر خودش را در خانه و در حضور بچه&zwnj;ها، بی&zwnj;حرمت کند دیگر این پدر اگر بر سر دخترش فریاد هم بزند یا حتی التماس هم بکند، سخنش اثری بر روی دخترش نخواهد داشت. 


حرمت پدر باید در خانه حفظ بشود. خانم نباید بگوید: &laquo;حالا من عصبانی شدم و یک فریاد سر شوهرم کشیدم! مگر چه شده است؟!&raquo; خانه محل مبارزه با هوای نفس است؛ شما با این بی&zwnj;حرمتی به پدر، ستون خانه را خراب می&zwnj;کنید و باعث می&zwnj;شوید بچه&zwnj;ها خوب بار نیایند. متاسفانه بعضی از خانم&zwnj;ها فکر می&zwnj;کنند با فریاد زدن و با لحن تند صحبت کردن، همه چیز درست می&zwnj;شود! البته ممکن است وقتی فریاد می&zwnj;زند شوهرش (به هر دلیلی) با او مخالفت نکند و قبول کند و به این ترتیب آرامش در خانه برقرار شود ولی این باعث نمی&zwnj;شود که تعادل روحی در بچه&zwnj;ها برقرار شود.
بچه&zwnj;ها وقتی در خانه تعادل روحی پیدا می&zwnj;کنند که ببینند &laquo;پدر "ستون" خانه است و مادر "زیبایی" خانه است&raquo; به تعبیر دیگر؛ بابا رئیس حقوقی خانه است و مادر رئیس عاطفی خانه است. لذا مادر باید به بچه&zwnj;ها بگوید:&laquo;مبادا غرور پدرتان را بشکنید!&raquo; و خودش هم غرور شوهرش را نشکند. و پدر هم باید به بچه&zwnj;ها بگوید: &laquo;مبادا دل مادرتان را بشکنید&raquo; و خودش هم دل همسرش را نشکند. در این خانواده هرچه مادر دوست داشته باشد و هر چه پدر فرمان بدهد، بچه&zwnj;ها طبق آن عمل خواهند کرد و به این ترتیب تعادل در خانه برقرار خواهد شد.
در خانه&zwnj;ای که مادر محبوب است و پدر مطاع است، بچه تعادل دارد. این اصل است و سایر مسائل مانند وجود وسایل و امکانات رفاهی زندگی فرع هستند. هر چیزی باید سر جای خودش باشد؛ پدر در خانه فرمانده است و مادر ملکه است و نمی&zwnj;شود جای این دو را عوض کرد یعنی نمی&zwnj;شود مادر فرمانده و مطاع باشد و پدر محبوب و معشوق خانه باشد در این صورت بچه&zwnj;ها عدم تعادل خواهند داشت و اگر هم رفتار خوبی داشته باشند از سر بی&zwnj;عرضگی خواهد بود. چون بعضی&zwnj;ها از روی بی&zwnj;عرضگی آدم&zwnj;های خوبی هستند؛ بالاخره هر کاری-هرچند بد- نیاز به عرضۀ خاص خودش را دارد.


با خانواده&zwnj;هایی وصلت کنید که از تعادل روحی و روانی برخوردار هستند. البته تعادل روانی به فاکتورهای زیادی ربط پیدا می&zwnj;کند ولی دو تا از کلیدی&zwnj;ترین عوامل تعادل روحی بچه&zwnj;ها همین است: اینکه آیا پدر جلوی بچه&zwnj;ها به مادر محبت می&zwnj;کند و به او رحم می&zwnj;کند؟! آیا مادر جلوی بچه&zwnj;ها از پدر اطاعت می&zwnj;کند و به او احترام می&zwnj;گذارد؟! این است که تعادل را در خانه برقرار خواهد کرد. دختر چنین خانواده&zwnj;ای شوهردار و مادر خوبی خواهد شد و رعایت حجاب برایش راحت خواهد بود. و پسر این خانه هم زن&zwnj;داری بلد است چون پدرش به مادرش محبت کرده است.
جالب است که در روایات ما نسبت به محبت کردن پدر به دخترش خیلی تأکید شده است. (مَنْ كَانَ لَهُ أُنْثًى&rlm; فَلَمْ&rlm; يُبْدِهَا وَ لَمْ&rlm; يُهِنْهَا وَ لَمْ يُؤْثِرْ وُلْدَهُ عَلَيْهَا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّة؛ مستدرک&zwnj;الوسایل/15/ص118) و (مَنِ ابْتُلِيَ بِشَيْ&rlm;ءٍ مِنْ هَذِهِ الْبَنَاتِ فَأَحْسَنَ إِلَيْهِنَّ كُنَّ لَهُ سِتْراً مِنَ النَّار؛ همان) امام صادق(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;دختر حسنه است و پسر نعمت است، برای حسنه اجر و پاداش می&zwnj;دهند ولی از بابت نعمت، حسابرسی می&zwnj;کنند؛ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ فَالْحَسَنَاتُ يُثَابُ عَلَيْهَا وَ النِّعْمَةُ يُسْأَلُ عَنْهَا&raquo;(من&zwnj;لایحضره&zwnj;الفقیه/3/481) اصلاً طبق روایات دختردار بودن امر خیلی عجیبی است. رسول خدا(ص) فرمود: اگر کسی سه دختر بزرگ کند، بهشت بر او واجب می&zwnj;شود. شخصی از حضرت پرسید: دو دختر چطور؟ حضرت فرمود: آن نیز همین&zwnj;طور. پرسیدند: یک دختر چطور؟ فرمود: آن نیز همین&zwnj;طور؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ عَالَ ثَلَاثَ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثَ أَخَوَاتٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ وَ اثْنَتَيْنِ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ وَاحِدَةً فَقَالَ وَ وَاحِدَةً&raquo;(کافی/ ج6/ص6)
شما تصور کنید چقدر زیبا و باشکوه است که یک پدر، به دخترش محبت می&zwnj;کند و این دختر را مثل دستۀ گل تربیت می&zwnj;کند و بعد این دختر ازدواج می&zwnj;کند و به تعبیری در خدمت یک خانوادۀ دیگر قرار می&zwnj;گیرد. ببینید این رفتار چقدر لطیف است. شاید اولین انتظار یک پدر از دامادش این باشد که به دخترش رحم کند و نسبت به او مهربان باشد. خُب آقای داماد باید این رفتار را در خانه از پدر خودش یاد گرفته باشد؛ یعنی از محبت کردن و مهربانی پدر به مادر خانه یاد گرفته باشد.
البته بعضی&zwnj;ها هستند که هرچه به آنها محبت شود، قدر این محبت&zwnj;ها را نمی&zwnj;دانند. می&zwnj;دانید که امیرالمؤمنین(ع) چقدر به بچه&zwnj;های یتیم کوفه محبت می&zwnj;کرد و به آنها غذا می&zwnj;داد. اما این مردم بعد از عاشورا چطور محبت&zwnj;های علی(ع) را جبران کردند؟! وقتی کاروان اسرای کربلا را تا نزدیکی&zwnj;های کوفه آوردند قبل از ورود به شهر توقف کردند و شروع کردند به غذا پختن. بوی غذای گرم به بچه&zwnj;های امام حسین(ع) می&zwnj;رسید ولی به این بچه&zwnj;ها که دو روز غذا نخورده بودند، یک لقمه غذا هم ندادند. آن نامردها می&zwnj;خواستند این بچه&zwnj;ها که نوه&zwnj;های علی(ع) بودند از گرسنگی به خودشان بپیچند تا وقتی وارد کوفه شدند دست دراز کنند و از مردم غذا بخواهند...

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:42:23 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

