سلاله طه (عج)
ویژه امام عصر (عج)
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha
درست است که خواندن نماز شب با کیفیت 11 رکعت، 70 بار استفغار و 40 انسان مومن را دعا کردن، وارد شده است،‌ اما همین اسلام می‌گوید، اگر دانشجویی فردا امتحان داشت یا زن کارمندی که کارهای خانه را انجام می‌دهد، شب خسته است و نمی‌تواند برای نماز شب بلند شود، اگر فرزندش از خواب بیدار شد و خواست شیر بخورد، یا باد دری را باز کرد و او بیدار شد،‌ ذکر «یا اکرم الاکرمین» را بگوید و دوباره بخوابد. 

حجت الاسلام فاطمی نیا
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha

هر جا غصّه دار شدی استغفار کن.
استغفار امان انسان است.
به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای، اذیّتت کرده اند؟ گناهی کرده ای؟

محزون که شدی استغفار کن.
چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را، استغفار غم ها را از بین می برد.
همان طور که وقتی خطا می کنی همه صدمه می خورند، مثلاً وقتی چند نفر کفران نعمت می کنند به همه ضرر می رسد؛ استغفار هم که می کنی به همه ماسوای خودت نفع می رسانی...

.:حاج اسماعیل دولابی
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha

چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha

صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم.
ولی تمام جعه های خوب من تهی زآمدنت.
غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان،
آمد وبرفت تو باز هم نیامدی .
خسته ام!
ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم...
وجمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک وآه وباز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی.
بیا وبا دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا وباز هم بپاش رنگ عشق
رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من. دلم بسی گرفته است...بهر سالهای باتو بودن ونبودنت،
از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... .
خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی. سخت ومبهمی انتهای انتها.
در جواب وحل تو وامانده ام.هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور.
بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است.
امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار. به بغض های بی امان
به انتظار، انتظار وانتظار.

 

 

 

 

چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha

 

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم
گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آنقدر نیامدى که ما پیر شدی
اللهم عجل لولیک الفرج
…………………..
گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند / گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت / گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم . . .

چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: 22:55 :: نويسنده : solaleye-taha

 

سلامتی

منتقم مادرمان زهرا صلوات

مهدی جان عجل علی ظهورک

صفحه قبل1...456صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران